روانشناس بی نقص افسانه یا واقعیت ؟ بسیار می شنویم که گفته می شود «دکتر ایکس؟ اون که خودش ۲ بار ازدواج کرده و جدا شده، چطور درباره ی روابط حرف می زنه؟» یا «دکتر ایگرگ؟ اون رو که ما دیدیم تو صف پمپ بنزین عصبانی شده بود، بعد داره به تو مدیریت خشم یاد میده؟» احتمالا این روایت ها پیرامون روانشناس بی نقص افسانه یا واقعیت برای شما هم آشناست و حداقل در مجامع خودمانی تان چنین گفتگو هایی را تجربه کرده اید. اما سوالی که مطرح می شود به این شرح است : آیا روانشناس یا روان درمانگر می تواند فردی بی نقص، آرمانی و بدون مشکلات باشد؟ البته که ممکن است چنین تصویری بر روی درمانگران فرافکن شود. حال ببینیم چنین تصویری یعنی روانشناس بی نقص افسانه یا واقعیت چقدر می تواند واقعی باشد.

واقعیت چنین است که روانشناس یا روان درمانگر نیز مثل انسان های دیگر با مسائل انسانی در تماس تمام و کمال بوده و به واسطه ی نقص های نوع انسان همواره با مسائل مادی، معنوی، رابطه ای و انسانی مواجه است. او دل درد می گیرد، دچار مشکلات رابطه ای می شود، مضطرب می شود، صبح ها دهانش بوی خوبی نمی دهد، با مسائل اقتصادی که شهروندان دیگر درگیر هستند نیز دست و پنجه نرم می کند، با تمامی محدودیت های شهروندان دیگر نیز مواجه است و… همان طور که می بینید ما با یک ابر بشر یا فرا انسان طرف نیستیم. ما با موجودی کاملا انسانی و با توانمندی ها و محدودیت های انسانی مواجه هستیم.

حال سوال این است : آیا این انسان معمولی و ناقص که از قضا نام روانشناس یا روان درمانگر را یدک می کشد، می تواند برای دیگران مفید باشد؟ پاسخ به این شرح است : برای بعضی ها بله برای بعضی ها خیر. او به عنوان روانشناس، قادر مطلق نیست. او خدا نیست که بگوید بشو و بشود. او فردی حرفه ای در شغل خود است با توانمندی ها و در عین حال محدودیت های واقع بینانه. اما در بسیاری از مواقع ممکن است جمعیت عمومی از نقش روانشناس و روان درمانگر انتظارات ابرانسانی و فرابشری داشته باشند: او نباید عصبانی شود، او نباید مضطرب شود، او نباشد طلاق بگیرد، او نباید غمگین شود، او نباید ورشکست شود و… و حالا که چنین نقص هایی دارد، پس صلاحیت درمان مسائل انسانی دیگران را هم ندارد! برای مثال دکتر ایکس که ۲ بار ازدواج کرده و جدا شده، نباید به کار روان درمانی و مشاوره بپردازد. جهت فهم خطاهای این استدلال غلط و همجنین درک حدود و ثغور روانشناسان و روان درمانگران بیایید مثال های زیر را مرور کنیم تا قیاس های واقع بینانه و تصویر شفافی پیرامون وضعیت گفته شده داشته باشیم.
آیا در دنیای واقعیت یک پزشک بیمار نمی شود؟ آیا پزشکانی را نمی شناسید که در اثر سرطان یا بیماری های صعب العلاج دیگر در گذشته اند؟ آیا اتومبیل یک مکانیک خودرو خراب نمی شود؟ آیا پیش نمی آید که یک آرایشگر به هنگام اصلاح ریش یا مویش، خودش را ببرد؟ آیا پیش نمی آید که منزل یک معمار دچار مشکلات تاسیساتی یا دکوراتیو باشد؟ آیا سیستم سیم کشی منزل، محل کار یا خودروی یک برقکار دچار مشکل نمی شود؟ آیا مبل های یک مبل ساز دچار مشکل نمی شود؟ آیا متخصص پوست بدون مو ندیده اید؟ آیا متخصص بیماری های عفونی هرگز دچار عفونت نمی شود؟ آیا غذای یک آشپز هرگز خراب نمی شود؟ آیا شرکت های عظیم سرمایه گذاری، مالی، بانک ها و… در سطح ملی و جهانی ورشکست نمی شوند؟ حال به این سوالات فکر کنیم : آیا یک روانشناس دچار اضطراب، افسردگی، مشکلات رابطه ای، طلاق و… نمی شود؟ آیا روانشناس انتخاب اشتباه نمی کند؟ احیانا شغل و حرفه ی یک روانشناس را با زندگی روانشناس اشتباه نگرفته ایم؟
پاسخ : همانطور که یک پزشک مبتلا به سرطان می تواند به درمان سرطان بیماران دیگر بپردازد، همانطور که یه معمار که از قضا در منزل خود دچار مشکلات تاسیساتی شده است، همانطور که یک مربی ورزش در سطح جهانی به این کار می پردازد و از قضا اضافه وزن دارد اما تیمش نتایج عالی می گیرد، همانطور که مکانیک خودرویی اتومبیلی دارد که در وسط جاده خراب می شود و… ، ما روانشناسانی داریم که از قضا دچار مشکلات زیادی بوده اند، هستند و خواهند بود، اما در عین حال تلاش می کنند که مسئولانه، متعهدانه، حرفه ای و با دانشی به روز به مخاطبان خود خدمت کنند. بنابراین افسانه ی روانشناس بی نقص عملا یک باور به غایت دور از واقعیت بوده و از فهم و درک های کمالگرایانه و بی نقص گرایانه ناشی می شود. چنان که بسیاری از روانشناسان و روان درمانگران زمانی که با خواسته های کمال گرایانه، تضمین خواهانه و… مواجه می شوند، در همان جلسه ی اول تکلیف را مشخص می کنند : من قادر مطلق، ابرانسان و فرانسان نیستم، من فردی هستم شبیه خودت با این تفاوت که در این حیطه به لحاظ علمی اندکی از تو جلوترم. تضمینی برای نتیجه در کار نیست، اما متعهدم که در چهارچوب های حرفه ای، برای شما کم نگذارم.
در این باره مطالعه ی مطلب زیر نیز پیشنهاد می شود: سوءاستفاده از مفاهیم روانشناسی

