چرا در رابطه سمی می مانیم

چرا در رابطه سمی می مانیم وقتی می دانیم به ما آسیب میزند؟ با روایت هایی آشنا پیرامون چرا در رابطه سمی می مانیم مقاله مون رو شروع می کنیم :
- اون بهم میگه شغلم یه جوریه که نمی تونم پاسخگو باشم.
- شغلش چجوریه؟
- میگه دائم جلسه هست و نمی تونه پاسخگو باشه.
- خوب یعنی اگر برای تو مشکلی پیش بیاد، مثلا بیمارستان بری، کار قانونی و دادگاهی داشته باشی، تصادف کنی، لازم باشه که اورژانس بیاد، ما ایشون رو نداریم؟
- نه نداریمش.
- نظرت راجع به این تصویری که از رابطت به دست آوردیم چیه؟
- یعنی شما میگی جدا بشم؟
- من چنین چیزی نگفتم، فقط تلاش کردم یه تصویر درست از اون چیزی که داشت رخ میداد داشته باشیم. تو با این تصویر اوکی هستی؟
- نه، معلومه که نه. اما مشکل اینه که چجوری جدا شم؟ باهاش خوش میگذره، و اینکه باز باید برم با یه نفر از صفر آشنا بشم، همدیگر رو بشناسیم و… راستشو بخواین حوصله دوباره رفتن اون مسیر رو ندارم…
روایت فوق درباره ی چرا در رابطه سمی می مانیم جزو روایت هاییست که به دفعات در اتاق های درمان تکرار می شود. با تفاوت هایی ظریف و نسبی. اما نکته این جاست، مشکل الزاما ناآگاهی نیست، در بسیاری از موارد فرد به این که «چیزی درست نیست» آگاه و هشیار است، اما هم چنان به آن ارتباط ادامه می دهد. ولو اطرافیان و دوستان وی را قویا از ادامه ی این راه بر حضر میدارند.
گاهی فرد از رابطهای حرف میزند که در آن مدام تحقیر شده. گاهی از رابطهای که بارها تصمیم گرفته تمامش کند، اما مجددا به آن برگشته. گاهی هم مشکل به این وضوح نیست. رابطه فقط مدتهاست حال خوبی به او نمیدهد، اما فکر جدایی آنقدر ترسناک است که ماندن را انتخاب میکند. و اینجا یک سؤال مهم شکل میگیرد:
اگر کسی میداند یک رابطه به او آسیب میزند، چرا هنوز در آن میماند؟
پاسخ همیشه «ضعف» یا «نداشتن عزتنفس» نیست. گاهی رفتاری که از بیرون یک انتخاب ساده به نظر میرسد، از درون با ترس، دلبستگی، امید، خاطرات، تنهایی و آیندهای نامعلوم گره خورده است.
یک نکته مهم: هر رابطه سختی، الزاما یک رابطه سمی نیست
«رابطه سمی» اصطلاحی است که این روزها از آن زیاد استفاده میشود. اما هر رابطهای که در آن دعوا، اختلاف یا ناراحتی وجود دارد، الزاماً سمی نیست. رابطه ممکن است دورهای سخت را پشت سر بگذارد؛ مثلاً به دلیل فشار مالی، مهاجرت، بیماری، مشکلات خانوادگی یا بحرانهای زندگی. آنچه اهمیت دارد، الگوی رابطه است. اگر تحقیر، کنترل، دستکاری عاطفی، بیاحترامی یا آسیب به شکل مداوم تکرار میشود و رابطه به جای امنیت و رشد، فرسودگی و ترس ایجاد میکند، باید وضعیت را جدیتر بررسی کرد.
۷ دلیل روانشناختی که باعث میشود در رابطه سمی بمانیم
۱. از تنهایی میترسیم
گاهی فرد از خود رابطه کمتر میترسد تا از زندگی بعد از رابطه و به عبارتی پیامد های جدایی.
«اگر جدا شوم چه؟»
«اگر دیگر کسی را پیدا نکنم؟»
«اگر تا آخر عمر تنها بمانم؟»
ترس از تنها ماندن میتواند باعث شود فرد شرایط نامطلوب فعلی را از آیندهای نامعلوم امن تر تصور کند. پژوهشها نیز نشان دادهاند ترس از مجرد ماندن میتواند با ماندن در روابط نامطلوب ارتباط داشته باشد.
از اتاق درمان
گاهی فرد برای ماندن در رابطهای که دیگر رضایت بخش نیست، استدلال های زیادی دارد؛ اما وقتی درباره زندگی مستقل از رابطه ی حاضر صحبت میکنیم، ناگهان اضطرابش بالا میرود. مشکل همیشه فقط «دوست داشتن طرف مقابل» نیست. گاهی ترس از وضعیتی هست که پس از جدایی اتفاق میافتد. به عبارتی فرد می گوید: خوب حالا رفتیم، چه تضمینی هست که نفر بعدی بهتر باشه؟
۲. هنوز امیدواریم طرف مقابلمان تغییر کند
«اگه دوباره همون آدم روز های اول رابطه بشه…» این جمله میتواند فرد را سالها در یک رابطه نگه دارد. گاهی فرد عاشق تصویری هست که زمانی بوده، نه آن چه که امروز هست و وجود دارد. خاطرات روزهای خوب، عذرخواهیها، قولهای تغییر و دورههای کوتاه صمیمیت میتوانند امید را زنده نگه دارند. اما یک سؤال مهم وجود دارد: آیا تغییر فقط وعده داده شده یا واقعاً در رفتار اتفاق افتاده است؟ این سوال بسیار مهم و اساسیست. آیا با موهومات طرف هستیم با تغییرات واقعی در رفتار؟ پاسخ به این سوال می تواند جواب سوال این مقاله یعنی چرا در رابطه سمی می مانیم را به میزان زیادی بدهد.
۳. به وجود رابطه وابسته شدهایم، نه لزوماً به کیفیت آن
ممکن است کسی از رابطه ناراضی باشد اما نبودن طرف مقابل برایش غیرقابل تحمل به نظر برسد. این همان جایی است که باید بین عشق و وابستگی عاطفی تفاوت گذاشت. عشق میتواند همراه با انتخاب، آزادی و احترام باشد. وابستگی شدید ممکن است با ترس از دست دادن، نیاز مداوم به تأیید و دشواری تحمل فاصله همراه شود. برای توضیح بیشتر درباره این موضوع، میتوانید مقاله «وابستگی عاطفی چیست؟» را بخوانید.
۴. فکر میکنیم تلاش این همه سال نباید هدر برود
«من ده سال از عمرم رو برا این رابطه گذاشتم.»، «حالا که این همه سختی کشیدیم، چطور همهچیزو ول کنم؟» این طرز فکر بسیار انسانیست. سالهایی که گذشتهاند، نیز دیگر قابل بازگرداندن نیستند. سؤال مهمتر این است:
اگر امروز هیچکدام از این سالها را پشت سر نگذاشته بودم، با شناختی که الان از این رابطه دارم، آیا باز هم آن را انتخاب میکردم؟
گاهی تصمیم درست درباره آینده، با محاسبه هزینه گذشته به دست نمیآید. بلکه با محاسبه ی پیامد های مقصدی که رابطه به سمت آن می رود حاصل می شود.
۵. عزتنفس ما در رابطه آسیب دیده است
رابطهای که در آن فرد مرتباً تحقیر، سرزنش یا کنترل میشود، ممکن است بهتدریج نگاه او به خودش را تغییر دهد. ممکن است بعد از مدتی با خودش فکر کند: «شاید واقعاً مشکل از من است.»، «شاید کسی بهتر از او پیدا نمیکنم.»، «شاید توقع من زیادی است.» در چنین شرایطی مسئله فقط ترک کردن رابطه نیست. فرد ممکن است دیگر به قضاوت خودش اعتماد نداشته باشد. در روابط آزارگرانه، ایجاد احساس بی ارزشی و تضعیف اعتماد فرد به برداشتهای خودش میتواند فرایند جدا شدن را دشوارتر کند.
در این جا واقعیتی تلخ وجود دارد: تکرار متعدد یک سری از باور ها و اعتقادات ولو به دروغ، می تواند فرد را به نقطه ای برساند که نسبت به خودش تصویری غیر واقعی به دست آورد. تصویری تاریک، مغشوش، کدر و صدمه دیده. این تصویر تاریک، بعضا در مراجعانی با جایگاه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فیزیکی و… بالا نیز به دفعات دیده شده است. در چنین مواقعی وجود و حضور درمانگری که بتواند کمک کند فرد واقعیت ها را آن چنان که هست بببیند نه به شکلی تحریف شده، می تواند بسیار و بسیار مفید باشد.
۶. از تغییر میترسیم
حتی وقتی وضعیت فعلی ناراحتکننده است، آشنا بودن آن میتواند احساس امنیت ایجاد کند. رابطه فعلی را میشناسیم. دعواهایش را میشناسیم. رفتار طرف مقابل را میشناسیم. اما بعد از جدایی چه اتفاقی میافتد؟ شرایطی مبهم، تاریک، نامعلوم و بدون قطعیت. تحمل چنین ابهامی برای گروهی از مراجعان بسیار ترسناک است. پژوهش های متعددی نشان داده اند که تا زمانی که چشم انداز مثبتی از جدایی در فرد وجود نداشته باشد، احتمال این که وی چنین اقدامی نماید بسیار پایین است.
۷. بین لحظههای خوشایند و ناخوشایند گیر کردهایم
گاهی رابطه دائماً آزار دهنده نیست. یک دوره پر از چالش و فاصله است. سپس ناگهان و به مدت چند روز همه چیز خوب میشود. محبت، توجه، عذرخواهی و صمیمیت دوباره برمیگردد. و فرد با خودش میگوید: «دیدی؟ هنوز دوستم دارد.» همین نوسان میتواند تصمیمگیری را بسیار دشوار کند.
در برخی روابط آسیبزا، چرخهای از رفتار آزارگرانه و سپس محبت یا عذرخواهی میتواند وابستگی را تقویت کند؛ موضوعی که در ادبیات روانشناختی با مفاهیمی مانند تقویت متناوب و پیوند تروماتیک بررسی شده است. البته که در دنیای سیاست نیز چنین وضعیتی به سیاست «چماق و هویج» معروف است.
پس اگر رابطه سمی است، چرا جدا نمیشویم؟
پاسخ: چون تصمیم برای ماندن یا رفتن معمولاً یک تصمیم منطقی نیست. ممکن است همزمان: عاشق باشید، خشمگین باشید، بترسید، امیدوار باشید، خسته باشید و از آینده هم مطمئن نباشید. به همین دلیل جمله «تمومش کن» معمولاً کمکی به فرد نمیکند. قبل از هر تصمیمی، باید فهمید چه چیزی ما را در رابطه نگه داشته است. این رابطه به کدام نیاز یا نیاز های من پاسخ گوست که من همچنان مانده ام؟
آیا هر رابطه سمی باید تمام شود؟
این سؤال پاسخ یکسانی برای همه ندارد. در یک رابطه ممکن است هر دو نفر مشکل را پذیرفته باشند و برای تغییر الگوهای ارتباطی آمادگی داشته باشند. در رابطهای دیگر، تحقیر، کنترل یا آسیب آنقدر شدید و مداوم است که اولویت باید حفظ امنیت و سلامت فرد باشد. بنابراین بهتر است به جای پیچیدن یک نسخه عمومی، وضعیت هر رابطه بهصورت جداگانه بررسی شود.
چه زمانی باید از روانشناس کمک گرفت؟
اگر مدتهاست بین ماندن و رفتن گیر کردهاید، تصمیمهایتان دائماً تغییر میکند، نمیتوانید احساساتتان را از واقعیت رابطه جدا کنید یا بعد از هر بار تصمیم به جدایی دوباره به همان چرخه برمیگردید، کمک تخصصی میتواند مفید باشد. به عبارتی در پاسخ به سوال چرا در رابطه سمی می مانیم می توان با بهره گیری از مشاوره تصویر شفاف تری از واقعیت رابطه به دست آورد. هدف مشاوره این نیست که روانشناس به جای شما تصمیم بگیرد. هدف این است که بتوانید رابطه، نیازها، ترسها و الگوهای خودتان را دقیقتر ببینید و بعد تصمیم آگاهانه تری بگیرید.
یک سؤال مهم که میتوانید از خودتان بپرسید
اگر مطمئن بودید بعد از جدایی تنها نمیمانید و از نظر مالی و اجتماعی مشکلی نخواهید داشت، آیا باز هم همین رابطه را انتخاب میکردید؟ پاسخ شما ممکن است جهان شمول نباشد اما میتواند نشان دهد که بخشی از ماندن شما از عشق میآید یا از ترس.

جمعبندی
ماندن در یک رابطه سمی همیشه به این معنی نیست که فرد نمی داند چه چیزی برایش خوب است. گاهی میداند. اما ترس از تنهایی، امید به تغییر، وابستگی عاطفی، خاطرات مشترک، حرف مردم یا همون مردم چی میگن، آسیب به عزتنفس یا ترس از آینده، تصمیمگیری را دشوار میکند. اگر احساس میکنید در رابطهای ماندهاید که دیگر حالتان را خوب نمیکند، لازم نیست فوراً تصمیم به ماندن یا رفتن بگیرید. گاهی اولین قدم، فقط این است که بفهمید چه چیزی شما را نگه داشته است و چرا در رابطه سمی می مانیم .
اگر بین ماندن و رفتن گیر کردهاید…
اگر مدتهاست نمیدانید رابطهتان قابل ترمیم است یا ادامه دادن آن فقط فرسودهتان میکند، میتوانید برای بررسی دقیقتر وضعیت رابطه ی خود از مشاوره تخصصی کمک بگیرید. در جلسه مشاوره قرار نیست به شما گفته شود «بمان» یا «برو». هدف این است که بدون قضاوت، شرایط رابطه و الگوهایی که در آن شکل گرفته بررسی شود تا بتوانید با شناخت و آرامش بیشتری تصمیم بگیرید.
برای رزرو وقت مشاوره میتوانید از طریق [صفحه رزرو/تماس با من] اقدام کنید.
پرسشهای متداول
آیا اگر در یک رابطه سمی ماندهام یعنی مشکل از عزتنفس من است؟
نه لزوماً. ماندن میتواند حاصل مجموعهای از عوامل عاطفی، روانشناختی و عملی باشد؛ از وابستگی و ترس از تنهایی گرفته تا شرایط مالی، سن و سال، فرزندان یا نگرانی از آینده.
آیا ممکن است هنوز کسی را دوست داشته باشیم اما رابطه برایمان مناسب نباشد؟
بله. دوست داشتن یک فرد بهتنهایی به معنی سالم یا مناسب بودن رابطه نیست. کیفیت رابطه باید بر اساس الگوهای رفتاری، احترام، امنیت و امکان تغییر نیز بررسی شود.
چرا بعد از هر دعوا تصمیم به جدایی میگیرم اما دوباره برمیگردم؟
اگر این چرخه مرتب تکرار میشود، بهتر است فقط روی خودِ چاالش و تعارض تمرکز نکنید و الگوی کلی رابطه، محرکهای عاطفی و دلایل بازگشت خود را بررسی کنید.
آیا رابطه سمی با مشاوره قابل اصلاح است؟
در برخی روابط بله، اما امکان اصلاح به نوع مشکل، شدت آسیب، پذیرش مسئولیت توسط طرفین و آمادگی واقعی برای تغییر بستگی دارد. بنابراین پاسخ به سوال چرا در رابطه سمی می مانیم به بررسی دقیق و تلاش پیگیرانه دارد.
آیا برای مشاوره رابطه حتماً باید هر دو نفر حضور داشته باشند؟
خیر. حتی اگر شریک عاطفی شما حاضر به مراجعه نباشد، میتوانید برای بررسی وضعیت خودتان، تصمیمگیری و شناخت الگوهای رابطه بهتنهایی از روانشناس کمک بگیرید.
فکر می کنید نیاز به وقت مشاوره دارید؟ اگر بله به راحتی تایم خودتون رو رزرو کنید:
رزرو جلسه مشاوره آنلاین

